همون طور که قول داده بودم، این هم گزارش تولد حاج حسین:
جمعه رفتیم کوه!
البته قصدمون از کوه رفتن، تولد گرفتن برای «حاج حسین» بود!
همهی دوستان به خودشون فشار آوردن که این برنامه مثل تولد من نشه و کاملاً در جهت «سوپرایز کنون» انجام بشه!
اما من فکر میکنم از کانالهای مخفی خبرها به «حاج حسین» رسیده بود!!!
این هم عکس حاج حسین، در حالی که کادوی تولدشو پوشیده!!!
این عکس رو برای منور کردن وبلاگم گذاشتم!!!
بعد از نوش جان کردن ناهار، منو چند تا از دوستان به صورت یک گروه اکتشافی برای کشف مناطق ناشناخته به راه افتادیم!
در راه رفت از در مسیر فلشهایی بود به رنگ قرمز که فکر میکنم با خون نفرات قبلی که قصد کشف اون مناطق داشتن کشیده شده بود!
ما به تبعیت از کوه پیمایان قبلی به دنبال این فلشها به را ه افتادیم، تااین که به قسمتهای بالایی آبشار رسیدیم جایی که مجبور شدیم کفش هامون رو دربیاریم و به کمر شلوارمون ببندیم! (البته بگذریم که بعضی ها کفششون رو انداختن دور گردنشون!)
چون این مناطق ناشناخته بود، ما خودمون براشون اسم انتخاب کردیم! به عنوان مثال:
تنگهی کاظم:
درهی «عروج»:
و...
این قدر خوش گذشت و اتفاقهای خوب و جالب مختلفی افتاد که نمیدونم کدومش رو بگم...
فکر کنم همین قدر کافیه که بگم خیلی خوش گذشت...
جای اون هایی که نیومدن واقعاْ خالی بود...





