تبليغاتX
جیشت!

از اعضای گروه ««KUH» خواستاریم که برای فرستادن میل­هایی که در راستای اهداف گروه نمی­باشد از KUH@yahoogroups.com استفاده نکنید! برای فرستادن این میل­ها می­توانید روش­های به روزتری را به کار بگیرید!

به عنوان مثال، چند عدد از این روش­ها عبارتند از:

1.          احمقانه­ترین روش ممکن:  IDتمام افراد گروه را به آدرس بوکتان اضافه کرده و میل را به تک تک این افراد بفرستید! برای کاستن از احمقیت این روش باید گفت که امکان گروپ گردن IDها در ادرس­بوک وجود دارد و استفاده از این امکانات تعریف شده در یاهومیل کمک بسیار شایانی به این امر خواهد کرد!

تبصره: این روش یک روش امتحان شده است و هم اکنون توسط بسیاری از کله گنده­های گروه در حال استفاده است!!!

2.         غیرعملی ترین روش ممکن: هنگام ساختن گروه، اهداف گسترده­تری برای گروه در نظر بگیرید تا هنگام فرستادن میل­ها، در یکی از این اهداف قرار داشته باشد! مثلا:

Axs_Film_Yangom_KUH_Adabi_Biadabi_Khabar_Tehran_Esfehan_Birjand_

Daneshamuz_Daneshjoo_Ostad@yahoogroups.com

3.         عملی ترین روش ممکن: موضوع میل را مطابق با هدف گروه انتخاب کنید! به عنوان مثال برای فرستادن عکس­هایی از آبشار «lوسومالابوشارو» در سواحل «ابیسازمیجوکارا» موضوع میل را به صورت زیر تغییر بدهید:

Nazaretun Baraye Raftane Be Osumalabusharo Dar Sale 2020 Chie?!!

 

    

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت 15:38 |

اساس نامه ی گروه کوه «دانشجویان و دانش آموختگان بیرجندی مقیم تهران»

  1. هر گونه خط کشی، تک روی و انجام کار فردی ممنوع می باشد. تمامی کارها از جمله قضای حاجت به صورت گروهی و با اجاز­­ه­ی رهبر گروه انجام می شود.
  2. آوردن وسایل شخصی و کبریت بر عهده ی اعضای گروه می باشد، چون سرپرست گروه، آوردن هیچ کدام از این وسایل را تقبل نمی کند!

تبصره: ازآن جایی که کبریت جزء مواد محترقه محسوب می­شود، آوردن کبریت باید با هماهنگی رهبر گروه انجام بگیرد.

  1. از آن­جایی که همه حق دارند کیف بقیه افراد را زیر و رو کنند، کسانی که با این شرط مشکلی دارند، می­توانند با اجازه­ی رهبر گروه به کیف خود قفل بزنند.
  2. انجام بازی مافیا جزء الزامات گروه می­باشد. عدم شرکت در این بازی به معنای تخلف از قوانین گروه است.

تبصره: کسانی که به دلایلی ( که البته این دلایل باید برای رهبر گروه توضیح داده شود) قادر به انجام بازی نیستند، باید با هماهنگی رهبر گروه در گوشه­ای نشسته و نظاره­گر این بازی باشند و لا غیر!

  1. به کار بردن الفاظ رکیک و نامأنوس برای خطاب به دیگران ممنوع است. حتی اگر این موجود بز کوهی عبوری از کنار گروه باشد، برای خطاب به او باید از الفاظی مانند « آقای بز»، «مستر بز»، «جنتلمن بز»، «سینیور بز»  استفاده شود.
  2. آوردن هر گونه خط کش، گونیا، نقاله، خط کش تی و امثالهم ممنوع می­باشد.
  3. از پذیرش سادیست­های محترم معذوریم!!!
  4. این اساس نامه مربوط به "من بعد از این" می باشد ("بعد" اشاره دارد به اردوی دارآباد!!!)

 

ادامه­ی اساسنامه متعاقباً به سمع و نظر دوستان خواهد رسید.

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 15:45 |
این رو توی سایت Birjandcity خوندم شاید واسه شما هم جالب باشه (منظورم هم ولایتی هاست !):

اولین سینما در بیرجند در سال ۱۲۹۲ شمسی توسط آقای محمد رضا صمصام الدوله حاکم زابل ساخته شد. این سینما از برق کارخانه ای به نام مارشال استفاده می کرد و به نمایش فیلم های صامت می پرداخت.

دومین سینما در سال ۱۳۴۰ در میدان مرکزی بیرجند توسط آقای محمد رضا فریدونیان تاسیس گردید که بعدها به سینما فردوسی شهرت یافت. سومین سینما در سال ۱۳۴۵ توسط آقایان رضا کاشانی و احمد خزائنی به نام سینما پارس دایر گردید که در حال حاضر به سینما قدس مشهور می باشد...

                                           

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 13:6 |

بر گرفته از «سیاحت نامه ی ریحانه العابدین خراسانی»:

روز پنجم ماه رمضان سنه ­ی یک هزار و چهار صد و بیست و هشت هجری قمری به همراه عده­ای از بزرگان و دانشمندان هم ولایتی، به منظور دیدار کوه­های اطراف پایتخت، به سمت جمشیدیه به حرکت درآمدیم و در آن جا دیدار با تمامی اهل علم حاصل گشت.

کوه­هایی بود دیدنی و بستانها اطراف آن، که بلبلان از شوق دیدن این جماعت به چهچهه در آمده بودند. بزرگی بلبلی را گفت: «از چه رو چنین آواز سر داده­اید؟» بلبل به فغان درآمد که «چه گویم که چشمانم با دیدار این اهل روشن گشت.»

بعد از دیدار بلبلان، دیدار «...گلان»[۱] حاصل گشت، که جماعتی بودند شوریده، که بانگ و فغان سر می­دادند و از یار خود در ادبستان (همان مکتب خانه) کمک می­طلبیدند. گویا این جماعت را ارتباطی بود با «میرزا تقی خان امیرکبیر». لیکن هرچه این بنده­ی حقیر تفحص نمودم، ندانستم که آن ارتباط چه باشد و در این جا بود که فهمیدم با دور ماندن از دیار «بیرجند»، توانایی تحقیق و تفحص[۲] این بنده حقیر رو به زوال گذاشته است.

بعد از قدری طی طریق با پای پیاده به نشستگاهی رسیدیم زیبا، که برکه­ای آب در کنار آن تعبیه شده بود و  یاران هم ولایتی ما در آن حرکات محیرالعقول انجام دادند که ما از دیدن آن بسیار مشعوف گشتیم. اما چه سود که راهبر گروه دستور بازگشت داد و به سمت دامنه­ی کوه به راه افتادیم.

در دامان کوه، در جمع دوستان روزه را گشودیم و از پختنی­های مؤنثگان[۳] همراه، لذت­ها بردیم[۴].

.

.                                                                                                                                              

.

غرض از این جمع، دیدار دوستان بود که حاصل گشت و نشاط فراوان شد.

 

 

                  



[۱]  توضیح گردآوردنده: به دلیل خرابی­هایی که در دوره­ی مغول بر سر کتابخانه­های ایران آمد، کتاب «سیاحت نامه­ی ریحانه العابدین خراسانی» آسیب­های فراوانی دیده است. نمونه­ی این آسیب­ها نیز همین کلمه است که به وضوح قابل خواندن نمی باشد و چند حرف اول کلمه پاک شده است!!!

[۲]  توضیح گردآوردنده: به نظر می رسد که منظور نویسنده، همان واژه­ی فضولی باشد!!!

[۳]  توضیح گردآوردنده: منظور نویسنده همان واژه­ی بانوان است.

[۴]  توضیح گردآوردنده: آن طور که من در کتاب­های تاریخی دیگر، شرح وقایع آن روز را خواندم، به نظر می­رسد که غذای خوشمزه­ی آن روز پنیری بوده که بانوان آن جمع، خود آن را درست کرده بودند!!!

+ نوشته شده توسط ریحانه در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 10:21 |

تفاوت پسرهای ایالت بیرجینیا با پسرهای دیگر ملل جهان:

  1. اسم نود و نه درصد پسرهای این ایالت مرتضی است. به عنوان مثال:

مرتضی حاجی­آبادی

مرتضی میابادی

مرتضی بنگ آبادی

مرتضی نصرآبادی

و...

  1. پسرهای این ایالت عادت دارند که همواره واژه نامأنوس «آقا» رو در کنار اسمشون داشته باشند، چون از وقتی یک ساله شدند، مامانشون هرجا رفته گفته: «آقا مرتضی مون....!!!»
  2. هشتاد درصدشون در مسابقات «فرق از وسط» جهان شرکت می­کنند و همیشه رتبه­های اول تا دهم این مسابقات متعلق است به پسرهای بیرجندی است!!!
  3. از «مفید» بودن و «فایده» رسوندن خیلی خوششون می­آد چون همیشه انشاء «... پر فایده­ای است» را بیست می­گرفتن!!!
  4. برای ابزار علاقه به یک دختر، از روش­های معکوس استفاده می­کنند. به عنوان مثال:

«من از تو و اون قیافه­ی نحست حالم بهم می­خوره...» یعنی:

«من خیلی از شما خوشم می­آد»

و یا:

«تو رو خدا دخترها با ما نیان «بند دره»...» یعنی:

«التماس می­کنیم چند تا از دخترها هم با ما بیان!»

  1. در هر نقطه­ی دنیا که باشن یک گروه کوهنوردی تشکیل می­دن، ولی به جای این­که برنامه رو به هم دیگه اطلاع بدن، هرکدومشون به ده تا دختر اطلاع می­دن!!! به همین علت در برنامه­های کوهنوردی «دانشجویان و دانش آموختگان بیرجندی مقیم تهران»، جمعیت دخترها دو برابر پسرهاست!
  2. اما یک خصوصیت خوب هم دارن و اون این­که وقتی از بیرجینیا خارج شدن خیلی هوای همدیگه رو دارن.

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 11:30 |
 فکر کنم حدود یک ماه پیش بود که با چند تا از هم ولایتی ها، به اتفاق دکتر بازاری که برای چند روز تشریف آورده بودن ایران،رفتیم کوه. جاتون خالی خیلی خوش گذشت!

«منا» جان قول داد که این عکس ها رو از صاحب دوربین (محمد) بگیره و چون دسترسی به اینترنت پر سرعت داره، بفرسته برای همه دوستان!!!

ولی اگه این عکس ها به دست شما رسید به دست ما هم رسید!!!

چند روز پیش، پس از تلاش های یک ماهه، از راه های بسیار سری، این عکس ها به دست من رسید!!! چند تا شو می ذارم این جا که دوستانی که عکس ها به دستشون نرسیده (و نمی رسه!!!) حسابی حرص بخورن!!!

                   

                 

                  

                  

+ نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 21:50 |
دیروز با دوستان رفتیم جنگل کارا، جاتون خالی خیلی خوش گذشت، این هم چند تا عکس از در و دیوار که برای شما گرفتم. تا بهار تموم نشده شما هم یک سری بزنین!

           

 

           

 

            

+ نوشته شده توسط ریحانه در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 و ساعت 16:56 |
          
+ نوشته شده توسط ریحانه در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت 18:20 |